» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان : آخرین بروز
رسانی :
» بازدید امروز : » بازدید دیروز
: » بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل : » بازدید
کل : » آخرین بازدید :
متوجه شدیم یک گروهک التقاطیه توی
طرح مشغول شناسایی کردن موقعیت یکی از افراد جریان روشنفکری از طیف روحانیون هست .
اونا بعد از اینکه محل برگزاریه جلسات
شبانهحاج علی آقای عطایی رو تو استخر شناسایی
کردن ، در یک حمله از قبلبرنامه ریزی شدهرو یگردن حاج آقا پریدن و خواستن اونو زیر آب فرو
ببرن که خوشبختانه از اونجا که حاج آقا ازتاریخ درس گرفته بود و مثل آیت الله مدرس می دونست همیشه در خطره سریع بدل این
فن رو زد و نجات پیدا کرد .
تازه مهاجمین رو هم به سزای عمل شون
رسوند .
بین خودمون باشهآیت الله مدرس همعجب استادی بوده ها
حاج آقا شما هم دمت گرم
....
نوشته شده توسط
حمزه_محمد رضا علی گلی_فرحبخش
در پنجشنبه 11 شهریور 1389
رمضان، ماهی که همه از آن به عنوان
رحمت،خیر و برکت یاد می کنند اما برای درک این سه خسیسه مشکلات زیادی بر سر راهم وجود
داشته.
هرگز جز روز آخراین ماه آن را نستوده
ام ،هر سال عید فطر یادم می افتد که ماه رمضان هم رفت ،هیچگاه آن را درست درک نکرده
ام ونفهمیدم کجای آن رحمت بود ،چگونه خیر میرساند و برکت چگونه جاری میشد ؟
کمی تامل کردم ،با نیم نگاهی فهمیدم
که همه کسانی که این صفات رابرای این ماه بر میشمارند یا دروغ میگویند یا انسان نیستند
و تلاش می کنند در قالب آدمی حرف بزنند .مگر آنها لحظات این ماه را درک نمی کنند
...
می گویند خواب در این ماه عبادت محسوب
می شود ولی من می گویم خواب در این ماه خسران لحظاتی است که بازگشت ندارد وافسوس آن
سینه آدمی راخراش می دهد .
می گیند در این ماه خیر و برکت جاری
میشود ولی من تا کنون جز بی نصیبی از آن چیزی را بدست نیاورده ام .
می گویند ماه میهمانی خداست که من
بعد از چندین سال آداب میهمانی را یاد نگرفته ام .
چگونه از الطاف این ماه استفاده کنم
؟
کار بجایی رسیدهکه از همکنون در عزای آخر ماه نشسته ام و مات و
مبهوت خسران لحظه های این ماه را نظاره می کنم .
امشب شب بیست و یکم ماه رمضان است
و من مانده ام که آیا من باید در غم مولایم علی (ع) گریه کنم یا او بایدبه حال من اشک بریزد .
من در غم شهادت پدر امام عصر (عج)ناله
بزنم یا خود باری سنگین برروی دوشش هستم که به جرم محبت من را تحمل می کند .
به خدا توکل می کنم ....
و فقط به دنبال گمشده ای می گردم
که او در این ماه چیزی نصیبش شده باشد .
اما می دانم :
هرکه را اسرار حق آموختند
مهر کردند
و دهانش دوختند
نوشته شده توسط
حمزه_محمد رضا علی گلی_فرحبخش
در پنجشنبه 11 شهریور 1389
از اونجایی که تو این چند روزه اندازه
پنج سال دانشگاهی به ما درس سیاسی دادن و الان ماهمه استاد شدیم ،من اولین تجزی و تحلیل خودمو از یک جنگ که تو طرح اتفاق افتاده
ارائه می دم .
اولش من تفکرات بچه ها رو تو طرح
بررسی و دسته بندی کردم و متوجه شدم که تفکراتی از قبیل لیبرالیستی ، سوسیالیستی ،التقاطی
،مارکسیستی و... در طرح حاضز شده اند .
این وسط دو طیف لیبرالیستی ((بچه
های بر گزار کننده طرح )) و سوسیالیستی ((بچه های شرکت کننده در طرح که ساکن تهران
هستند )) بیشترین افراد رو توی طرح در اختیار دارند .
جنگ روانیه بین این دو طیف تو دانشگاه
قضیه افطاری بود که حرف لیبرال ها این بود که : چرا ما باید غذای دانشگاهمونو به اینا
بدیم ،اینا برن خونشون غذا بخورن .
سوسیالیستا هم می گفتن : همه با هم
برابرن و حکومت نباید تبعیض قائل بشه .
خلاصه کار بالا گرفت چپی ها ژتون
ها رو جهل کردن ،راستی ها هم فهمیدن وژتون ها رو عوض کردند .چپی ها خواستن دوباره این
کارو بکنن که متوجه شدن مسئولین برای اینکه از جهل ژتون ها جلوگیری کنند و برای امنیت
بیشتر در ضمینه محو ژتتون ها کلمه ((عمراً)) رو طراحی کردن و یک نخ امنیتی هم براش
گذاشتن که نیمه جمله ((یک بار مصرف)) رو تکمیل میکنه .
عجب ! ! ! ! ! فعلا که اینا بردن
...
جان ؟؟؟ سوال تون چی بود ؟
نه آقا ! ! ! ! ! من نه مفسر بی بی
سی ام نه خبر نگارش .
نوشته شده توسط
حمزه_محمد رضا علی گلی_فرحبخش
در پنجشنبه 11 شهریور 1389
تو این دوره زمونه تو تهران، تو
هر محله ای هر شب یکی دو تا پارتی می بینیم که صدای گوش خراشش مردم رو آزار می ده
هر کی هم که می خواد نذکر بده یک جوری باهاش برخورد می کنند که انگار عقب موندس و
نفهمه، قدیمیه و هزار لقب دیگر که تو این شرایط به افراد می بندند. خلاصه متوجه
شدیم که اینجوری نمی شه اگر می خواهیم متجدد باشیم، متفکر باشیم، و بفهمیم دنیا
دست کیه باید حتما تو این پارتی ها شرکت کنیم.
گشتیم و گشتیم تا طرح ضیافت
اندیشه رو پیدا کردیم.
اول فکر می کردم این پارتی هم
مثل بقیه پارتی ها فقط سر و صدا داره و بس اما وقتی اومدیم دیدیم ادم ها اینجا
متجدد می شن، فهمیده می شن و متفکر. قرص هایی هم که می دن از جنس شیمیایی نیست و
روی روح و روان هم تاثیر منفی نمی ذاره و آدم بعد از مصرفش از دنیا خسته نمی شه.
ختم کلام اینکه:
خواستم بگم
بچه ها دمتون گرم
هر جا پارتی گرفتین ما هم پایه ایم.......
یا علی
نوشته شده توسط
حمزه_محمد رضا علی گلی_فرحبخش
در پنجشنبه 11 شهریور 1389
اینقدر این طرح با صفاست که، هم
تصمیم گرفتیم بیاییم و چند خطی بنویسیم
البته بگیم که ما یعنی این دو تا
عکسی که این پایین می بینید فقط می خواییم یکم کار فرهنگی بکنیم حالا چاشنیش یکم
شوخی و خنده هم هست پس اگر چیزی به کسی گفتیم فقط برای خنده بوده و هیچ قصد و غرضی
نداریم ضمنا سعی می کنیم که تا جای ممکن مطالب مختصر و کوتاه باشه تا با خواننده
کمال همدردی رو کرده باشیم.
شما هم دعا کنید که ما تو کارمون
موفق بشیم.
نوشته شده توسط
حمزه_محمد رضا علی گلی_فرحبخش
در پنجشنبه 11 شهریور 1389